تبليغاتX
اهالی امروز

 
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391

باورهای اخلاقی شما تا چه حد در درونتان ریشه دارند و تا کجا با شما می مانند؟

آیا فکر میکنید به قدرت رسیدن، اتوریته دیگران و یا تمایل جمع به باورهایی مخالف شما ، آنها را درهم بشکند؟

...

حدود پنج، شش ماهیست که جزوه ای به نام "مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری" از هانا آرنت را خوانده ام. بار اول که خواندم کمی ناامید شدم، انتظار داشتم راهی مشخصی جلوی پایم گذاشته شود که بدانم مسئولیت افراد در دوران دیکتاتوری چیست ولی صادقانه، در صفحه بیست و پنجم (آخرین صفحه) فکر میکردم احتمالا بخشی از جزوه گم شده است. چیزی دستگیرم نشده بود. فقط فهمیده بودم که آرنت، آیشمان[1] را انسانی معمولی توصیف کرده  و گفته است او تجسم شر یا همچین چیزی نبوده است و اینکه هر کدام از ما میتوانیم یک آیشمان باشیم.( ولی موضوع فقط این نیست و اینقدر ساده نیست)

از آنجا که این متن در واقع توضیحی است که هانا آرنت به منتقدین گزارش اش از دادگاه آیشمان در اورشلیم میدهد، فکر کردم اول باید بدانم 1- گزارش آرنت از دادگاه اورشلیم چه بوده و 2- منتقدانش چه گفته اند که 3- اکنون بتوانم پاسخ آرنت را بفهمم.

                                                                                                                    هتاو

[1] آدولف اتو آیشمان مسئول «اداره‌ امور مربوط به يهوديان» در «دفتر مرکزی امنيت رايش» بود.وی در جريان جنگ جهانی دوم، دستور فرستادن بسیاری از يهوديان را به «کوره‌های آدم‌سوزی» صادر کرده‌بود. وی پس از شکست آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، موفق شد تا به هم‌راه خانواده‌اش به آرژانتین فرار کند، اما توسط موسادشناسایی شد و توسط یک گروه کماندویی متشکل از افسران موساد و شاباک، ربوده و به اسرائیل آورده شد. وی در دادگاهی در اورشلیم به ۱۵ جرم مختلف که مهم‌ترين آن‌ها «جنايت بر عليه قوم يهود»، «جنایت علیه بشریت» و «جنایت جنگی در دوره‌ی آلمان نازی» بود، متهم و محکوم شد. وی در سال ۱۹۶۲ میلادی دراسرائیل «اعدام» شد.


برچسب‌ها: هانا آرنت, مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری, زندان استنفورد, آزمایش میلگرام, آزمایش بازی مرگ, آیشمان

ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391

حتما همه ماجرای آن دیپلمات ایرانی و دختربچه های برزیلی را شنیده اید. امروز یک مطلب خواندم در سایت دویچه وله و همینطور لینک آن به وبلاگ آدامس دود شده*. موضوع از این قرار است که خرده  گرفته اند ایرانیان این موضوع را دستمایه خنده و شوخی قرار دادند و این اشتباه است زیرا این موضوع شوخی بردار نیست.

 

                                                                                       هتاو



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391

اولین باری که اسم کویر مصر رو شنیدم ( یا بهتر بگم دیدم) روی تبلیغ یه آژانس مسافرتی بود که نوشته بود تور کویر مصر 90 هزار تومن با صبحانه و ناهار و شام. با خودم فکر کردم یعنی آقا ظهور کرده که اینطور ارزونی شده؟ یا اینکه این بابا آتیش زده به مالش؟! با شوق و ذوق رفتم تو دفتر آژانس مسافرتی و با دماغ چسبیده به چونه اومدم بیرون. فکر کرده بودم میبرن مصر. نمیدونستم توی ایران کویری به نام کویر مصر هست.


برچسب‌ها: مصر, کویر مصر, سفرنامه

ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : شنبه بیست و هفتم اسفند 1390
دوستان گرامی، 

شادباش پیشاپیش و بسیار به بهانه نو شدن سال و ماه و روزگار.

----------------------------

مایه شادمانی است اگر احیاناً در نیمه دوم تعطیلات فرصتی یافتید، گذارتان افتاد و خواستید مهمان ما باشید.

الف. تنها



ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه هفدهم اسفند 1390
کمتر کسی پیدا میشود که در ایران زندگی کند و این دو صحنه را ندیده باشد: یکی ریختن زباله در جوی آب با این استدلال که  آب همه چیز را با خود میبرد و دومی ریختن زباله از پنجره خودرو با این ادعا که باد!

 ظاهراً مسئله چندان مهمی نیست، در نهایت این است که بگوییم فرهنگ زندگی جمعی در ایران خوب پرورش نیافته یا توصیهای اخلاقی مطرح کنیم مبنی بر اینکه: آشغال ریختن ممنوع!

اما به گمانم موضوع بسیار عمیق‌تر است، و شاید حتی راه حلی را برای جامعه ما در بر داشته باشد...

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...

ساعت دو نیمه شب است و بعلت نامعلوم همیشگی بیخواب شده ام. بقیه خوابند، چراغها هم خاموش است. بفکرم میرسد که بلند شوم و یک کتاب پیدا کنم و بخوانم. چراغ مطالعه ام را که از مترو خریده‌ام و شبیه وال –ئی است برمیدارم.

 

                                                                                                        هتاو


برچسب‌ها: ماکارنکو, پداگوژی, گورکی, کتاب

ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : یکشنبه هفتم اسفند 1390
 

با توجه به مطلب الف تنها در خصوص بحث های شب یلدا بر خود دیدم تا مطالبی را عرض کنم. به نظر من مطلب الف تنهای عزیز بیشتر شبیه یک توجیه فلسفی است و نمیدانم دفاع از چه چیزی. که اصلا موضوع و مناقشه اصلی( که در ادامه به آن خواهم پرداخت) بر سر چیز دیگریست و مطلب الف تنها پیچاندن آن و فرار از مسئله اصلی است.


                                                                                                    نقطه سرخط



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه سوم اسفند 1390

ابتدا قصد داشتم این مطالب را در قالب نظر بنویسم اما به نظرم آمد اهمیت موضوع بسیار مهمتر از حاشیه‌نویسی است، به همین دلیل مطلبی جداگانه را ترجیح دادم، به شخصه منتظر خواندن نظرات و مطالب بعدی در این زمینه هستم تا گفتگو همچنان ادامه یابد.

 مقدمه و حاشیه:

1. ابتدا باید از آسیه هم بابت زحماتش تشکری کنم چون وقتی دوباره به مطلب خودم نگاهی انداختم دیدم که ناخودآگاه تشکر از ایشان را از قلم انداخته‌ام، امیدوارم عذرخواهی مرا بپذیرند. و البته این که این مطلب را در همین ابتدای این نوشته می‌آورم دلیلش این است که می‌خواهم بر حرف هتاو کاملاً صحه بگذارم که تفاوت در رفتار و باورهای ما امری است جدی، که گاه بخشی از آن ناخودآگاه است (و در نتیجه تصحیح آن نیازمند خودانتقادی و دیگرانتقادی است) و بخشی هم معلول چارچوب‌های فکری‌مان که باید به آن پرداخت.

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390

بعد نوشتی که اول می‌آید:

حدود یکماهی است که متن ادامه را نوشته‌ام. مدام به آن فکر کرده و چندین بار تصحیح‌اش کرده‌ام. اما تا امروز و اکنون در گذاشتنش شک دارم. به ویژه بعد از خواندن مطلب الف تنهای گرامی که به نظر می آید از نظر ایشان و شاید بقیه دوستان بحث‌های شب یلدا پایان یافته و مسائل حل شده است، اما متاسفانه برای من اینطور نیست و بر خلاف نظر الف تنها به نظر من شب یلدا صندلی داغ بی نام نبوده بلکه به نوعی صندلی داغی برای همه ما بوده است. مهمترین دلیلی که باعث شد نهایتا تصمیم به گذاشتن این مطلب بگیرم این است که از آن زمان تا کنون مرتب مسائلی (چه در زمینه زندگی شخصی و چه در اجتماع) پیش آمده که شدیدا تمرکزم را به سمت موضوعات مورد بحث‌مان کشانده است. به ویژه کارکرد عمیق مصلحت طلبی و فدا کردن آزادی در راه مصلحت در بین ایرانیان و حتی در قشر روشنفکر و یا به اصطلاح روشنفکر. به عنوان نمونه‌ای که همه با آن آشنا باشند موضوع گلشیفته فراهانی را می‌توانم مثال بزنم که حتی بسیاری از روشنفکرترین‌ها در بهترین حالت کارش را به مصلحت زمانه ندانستند.

امیدوارم دغدغه‌هایم کسل کننده نباشند، زیرا مهمترین دلیل شک‌ام هم این بوده که به نظرم می‌آمد شاید نظر دوستان این باشد که مطلب دارد دنباله‌دار می‌شود. به هر حال اختیار خواندن و نخواندنش با شماست.

:

                                                                                                         هتاو



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390
نزدیک دو ماهی از مراسم شب یلدا گذشت. مراسمی که زحمتش را مدد کشید، و کاش زودتر این مطلب را مینوشتم و تشکری میکردم بابت آن همه زحمت. مدد گرامی، امیدوارم کاهلی من در نوشتن این مطلب خستگی به تن شما نگذاشته باشد و اگر گذاشته است، عذر تقصیر.

مراسم خوبی بود و متفاوت؛ نه به این خاطر که قصد دارم تعارفی نثار کرده باشم. اصولاً انسانها، زندگی شان، دیدارهایشان، لحظاتشان، تفکراتشان همه و همه منحصر به فرد و متفاوت با سایرین است. اما به هر حال دیدار بعضی از دوستانی که مدتها ندیده بودم، استادی که صراحت و روشنی کلامش شهره دانشگاه بود و فرزند دوست داشتنی بینام گرامی که حسابی بزرگ شده بود، مراسم را برایم جذاب و خاطرهانگیز کرد...

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390
شاید خیلی ها نام قاسم لاربن را شنیده باشند و او را بشناسند.

هرچند می توانم به جرات بگویم لاربن نویسنده ای است که کمتر کسی از نسل ما او را می شناسد و یا حتی نامی از او شنیده باشند. این مساله دلایل زیادی دارد که از جمله می توان.......

ع. سعیدی



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : یکشنبه بیستم آذر 1390
 

موضوعات پیشنهادی مورد بحث شب یلدای امسال؛

۱. بررسی" آمار توصیفی و استنباطی" وبلاگ از ابتدا تا امروز؛

۲. رفتارهای روزمره، تحلیل رفتارهای خرد و مشکلات "عدم توافق" در گروه های خرد.

 

* دوستان موافقت و یا عدم موافقت خود را با دو مبحث بالا در قالب کامنت اعلام فرمایند.

                                                                                                   بی نام



ارسال توسط ...
 
تاريخ : جمعه بیستم آبان 1390

چکیده:

وقتی از مفهوم انتقام حرف می‌زنیم، معمولاً آن را رفتاری آگاهانه می‌پنداریم که بیشتر با انگیزه‌های شخصی و فردی و گاه اجتماعی رخ می‌دهد. اما اگر ناگهان دریابیم که این رفتار، عمیقاً در ذهن و روح تک تک افراد جامعه‌ای ریشه دوانده و از قضا بسیار ناخودآگاهانه است، و البته در قوانین و سلوک ما هم ساری و جاری است آنگاه به گمانم با بحرانی مواجهیم. بحرانی که می‌تواند ریشه بسیاری از رفتارهای ما را عیان کند از کار ضعیف گروهی ما گرفته، تا کودک‌آزاری و رفتار نامناسب پلیس، معلم، راننده، و الی آخر. و صد البته که بهتر است با آن رو در رو شویم و ببینیم آیا بخشایش (به عنوان نقطه مقابل آن) قادر هست گره از کار فروبسته ما بگشاید؟ و البته لوازم این بخشایش چیست؟

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390
دوستان گرامی اهالی امروز

با توجه به اینکه برنامه ریزی های اولیه و تنظیم زمان برای جشن یلدا (که حدود دو ماه به آن مانده) نیازمند توجه به زمان و هماهنگی برنامه کاری همه دوستان است، لطفاً پیشنهادهای خود را با هم در میان بگذاریم. 

من بدون اجازه دوستان، جشن امسال را هم در کاشان پیشنهاد می کنم، تا دیگران چه صلاح بدانند. همچنین از آنجا که شب یلدا چهارشنبه شب است، برنامه همانند سال گذشته می تواند 2 روزه (پنج شنبه و جمعه) باشد و برنامه اصلی پنج شنبه شب برگزار شود.

الف. تنها



ارسال توسط ...

انتخابات 88 و اعتراضات شدیدی که در پی آن رخ داد، تجربه جالبی را به ما یاد داد. تجربه‌ای که قبلاً کمتر در ایران رخ داده بود و البته چند ماه بعد هم به فراموشی سپرده شد. آن تجربه هم چیزی نبود جز تحریم کالای فروشندگانی که در آن بحبوحه به صدا و سیما آگهی می‌دادند. نیازی به گفتن نیست که این یکی از موثرترین روش های مبارزه مدنی و بدون خشونت است. تجربه اش را هم کمابیش به خاطر داریم: میرزای شیرازی و نهضت تنباکو، که شاید از معدود جنبش‌های مدنی باشد (ولو با انگیزه دینی) که بدون خشونت در ایران به موفقیتی دست یافته است؛ فعالیت‌های گاندی و استقلال هند و البته مصدق و ملی شدن صنعت نفت.

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : جمعه پانزدهم مهر 1390
سلام اين شعر را يكي از دوستان برايم ارسال كرده بود ولي بدون درج نام صاحب اثر اما خالي از لطف نديدم كه شما دوستان نيز از آن بي بهره نباشيد.

يا اگر نام صاحب اثر را مي دانيد.من را نيز مطلع سازيد.

                                                                                                    ن.كسري



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم مهر 1390

آلیس نوشته یودیت هرمان. این کتابی بود که در روزنامه سلامت معرفی شده بود . نوشته بودند که اثر برگزیده شده (دقیقا یادم نیست چه نوشته بودند و روی کتاب هم تنها نوشته شده اثر برگزیده و برنده تندیس جایزه ادبی روزی روزگاری).همان روز که خبر را میخوانیم (من و مادرم) از بس که ذوق زده ایم از یک کتاب جدید که برگزیده هم شده، به شهر کتاب میرداماد میرویم و میخریمش...


                                                                                                       هتاو     



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه سی ام شهریور 1390

"بازار پارچه تهران در اعتصاب کامل / مغازه های پارچه فروشان بار دیگر بسته شد"

این عنوان خبری است که این روزها در بازار تهران به طور عینی به چشم می خورد. چالش بازار با حکومت بر سر "مالیات بر سر ارزش افزوده."

به این عبارت آخری دقت کنید؛ چالش بر سر" مالیات بر ارزش افزوده."

دارندورف یکی از متفکرانی ست که روی گروه های اجتماعی کار کرده است.از نظر دارندورف گروه های اجتماعی نسبت خاصی با منافع خود دارند.

                                                                                                  بی نام



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه سی ام شهریور 1390

مطلب قبلی که هتاو زحمت ترجمه آن را کشیده بود، نکته بسیار مهمی را در خصوص مبنای اخلاق مطرح می‌کرد. به گمان من مطلب مذکور «مفید بودن» را در درجه اول اهمیت قرار می‌داد و البته خود مطلب هم متذکر شده بود که «مفید برای چه کسی». با دیدن این پرسش ناخودآگاه به یاد بخش‌هایی از کتاب ترجمه شده خودم افتادم که مفید بودن و فایده‌باوری را مورد بحث قرار داده بود. به همین دلیل آرای دو تن از مهمترین فیلسوفان نظریه فایده‌باوری را با تلخیص و بازنویسی جهت ربط دادن به مطلب هتاو آورده‌ام. در پایان هم کوشیده‌ام جمع‌بندی و نظر شخصی خودم را  در چند سطر بگنجانم.

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : یکشنبه بیستم شهریور 1390

سه سئوالی که باید قبل از به زبان آوردن آنچه در ذهن دارید، از خودتان بپرسید

صداقت، خوب است؛ آزار رساندن به دیگران، بد. پس چه موقع باید سخن گفت؟

نویسنده: امی بلوم

ترجمه: هتاو - الف. تنها

ویرایش: الف. تنها

منبع



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : سه شنبه پانزدهم شهریور 1390

ع. سعیدی



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : دوشنبه هفتم شهریور 1390
من معمولا فلسفه نمی خوانم و به مسائل فلسفی علاقه مند نیستم و چه بسا این کتاب یکی از معدود کتابهایی خواهد بود که در این زمینه معرفی خواهم کرد. البته وقتی دقیق تر فکر می کنم می بینم بیشتر کتابهایی که به عنوان رمان می خوانم _ به ویژه رمان های کلاسیک _ رنگ و بویی از فلسفه هم دارند گو اینکه نویسنده آنقدر با مهارت آن را با داستان زندگی شخصیت هایش مخلوط کرده باشد که من خواننده بی توجه آن را درک نکرده باشم. نمونه اش هم کتاب "خانواده تیبو" اثر "روژه مارتین دوگار" است که به تازگی بازخوانی اش کرده ام. اولین باری که کتاب را خواندم بسیاری از مسائلی که مطرح شده بود را ندیدم البته شاید دلیلش این بود که بسیار جوان بودم. این هم از معایب خواندن کتاب در سن نامناسب است. واقعیت این است که بعضی کتابها را باید وقتی خواند که به حد کافی بالغ شده باشی تا از چیزهایی سردربیاوری البته معلوم هم نیست شاید دوباره بیست سال بعد ( چه خوشبینانه ) بخوانم و چیزهای جدید کشف کنم و بگویم در سی سالگی ام هنوز آنقدر پخته نشده بودم که بتوانم کتاب را درک کنم. به هر روی... قصدم معرفی کتاب خانواده تیبو نیست...

                                                                                               هتاو


ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : چهارشنبه دوم شهریور 1390

"سیف الدین  محمد فرغانی"  شاعر قرن هفتم ُ هشتم.

هم مرگ نیز بر جهان شما نیز بگذرد                           هم رونق زمان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام                         بر حلق و دهان شما نیز بگذرد

آنکس که اسب داشت،غبارش فرو نشست                 گرد سُمِّ خران شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرّش شیران گذشت و رفت                   این عوعو سگان شما نیز بگذرد

                                                                                                 بی نام



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : دوشنبه سوم مرداد 1390
مطلب قبلی هتاو (جامعه به مثابه پلیس امنیت اجتماعی) ذهنیت هایی را برانگیخت، در ذهن چند نفری که با هم در مورد این مطلب صحبت کردیم و البته از جمله در ذهن خودم. این ذهنیت ها قاعدتاً بیشتر حول و حوش رفتارهای ساختارشکنانه اخلاقی بود و ترویج آنها در نسبت با کار گروهی. اما از دید خود من مهمتر از همه، فهم دلیل این ذهنیت ها بود.  

به همین دلیل می خواهم بجای طفره رفتن و سکوت کردن (که گاهی بوی مخالفت هم می دهد) و حتی بجای بحث درباره اصل موضوع مطلب قبلی، به واکنش های احتمالی و البته و صد البته مبنای اجتماعی چنین واکنش هایی بپردازم، چون به گمانم این کار بسیار راهگشاتر است از ورود به حوزه شخصی مسائل اخلاقی (و تأکید می کنم به هیچ عنوان قصد ورود به حوزه شخصی رفتار افراد را ندارم، و بیشتر نگرش اجتماعی برای من اهمیت دارد، و این تأکید از این جهت است که  یقین دارم اگر با این پیش فرض به مطلب نگریسته شود، هیاهوی بیهوده ای برخواهد خاست و اصل موضوع به محاق می رود).

به گمان من مهمترین نکته در مورد واکنش های اجتماعی به رفتارهای شخصی، عنصر همنشینی است که اثر خود را از طریق فرآیند سرایت بجا می گذارد. این مسئله به خصوص از این بابت اهمیت دارد که در ادبیات و آموزه های دینی ما هم بسیار چشمگیر است. 

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : جمعه سی و یکم تیر 1390
 

ع.سعیدی



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...

خلاقیت در هر شکلی که ظهور می یابد زندگی را ساده تر و زیباتر میکند. حالا چه خلاقیت در صنعت باشد که باعث اختراع برق شود، چه در زمینه پزشکی باشد تا شما را از رنج و عذاب برهاند ،چه در هنر باشد که موسیقی اش تارهای روحتان را به لرزه در آورد و کتابش شما را لحظه ای از درگیرهای زندگی روزمره دور کند.

هدف اصلی این گفتار این است که به خوانندگانش بگوید خلاقیت محدود افرادی خاص نیست بلکه همه انسانها به نوعی خلاق هستند. اینکه افراد خلاق معمولا کارهای عجیب غریبی نمی کنند بلکه همینطور که از متن  پیداست آنها خیالپردازی میکنند و متوجه هستند که چه چیزی به ایشان الهام می بخشد و در چه موقعیت هایی خلاق ترند. اگر به اصل مقاله مراجعه کنید در انتهای هر قسمت مربوط به هر یک از این افراد لینکی قرار داده شده که این افراد به شما میگویند چطور می توانید در زندگی تان خلاق باشید.

با توجه به اینکه از نظر من دوستان اهالی هر یک به نوعی خلاق هستند به نظرم رسید آگاهی در این مورد که برخی از خلاق ترین افراد چه فکر میکنند جالب باشد. ضمن اینکه پیشنهاد میکنم شما هم (چه از بچه های اهالی و چه دوستان دیگری که وبلاگ را میخوانند ) در قسمت نظرات به همین صورت که در متن آمده منبع خلاقیت هایتان را به اشتراک بگذارید. اگر تا کنون به آن فکر نکرده اید (مثل من) و یا احساس میکند که آدم خلاقی نیستید این موقعیت خوبی است که به آن فکر کنید و نتیجه اش را در میان بگذارید.

ترجمه را در ادامه مطلب بخوانید

ترجمه: هتاو

ویرایش: الف تنها

نکته: باید از الف تنهای عزیز بابت صبر و حوصله و دقت در ویرایش تشکر کنم. به ويژه در مورد این مطلب.



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : شنبه هجدهم تیر 1390

دوستی داشتم (و دارم) که از نظر رابطه جنسی قبل از ازدواج آزادانه عمل میکرد. چند سال پیش که مدتی را با هم زندگی میکردیم متوجه سوزش شدید هنگام ادرار شد.  میدیدم که عذاب میکشد. هر بار دفع ادرار تبدیل به کابوس شده بود. اما با اینهمه تنها کاری که میکرد مقدار خوددرمانی ناقص بود. بلاخره یکروز پرسیدم که چرا به دکتر مراجعه نمیکند. جواب داد:" چون دکتر رفتن برای اینجور مسائل کلی دنگ و فنگ داره... دکتر اگه بفهمه ازدواج نکردم باهام خیلی بد برخورد میکنه بعید هم نیست که کار رو به جاهای باریکتر بکشونن..."با تمام این تفاصیل چون بیماری خود به خود درمان نمیشود بلاخره بعد از چند روز حلقه ای جور کرد و با کلی برنامه ریزی و داستانسرایی به دکتر مراجعه کرد.

 

                                                                                                          هتاو



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : پنجشنبه شانزدهم تیر 1390

الان که این مطلب را می نویسم چند ساعتی است که بی نام گرامی صاحب فرزندی شده است که به احتمال زیاد او را «روزبه» خواهند نامید. امیدوارم روزگارش همچون نامش بهکام و بهشاد باشد. و امیدوارم سنگینی مسئولیت پدر و مادر بودن والدینش را نومید نکند و از پا نیندازد.

این مطلب در اصل اظهار نظری بود درباره ترجمه قبلی هتاو گرامی و نظراتی که ایشان و مدد و بی نام و نقطه سر خط درباره آن نوشته بودند. اما گمان کردم طولانی تر از یک اظهار نظر صرف است و شاید بتواند مطلب جدیدی بشود (مخصوصاً که مدتی است خودم کم کار شده ام).

نظر بی نام را که خواندم (برخلاف هتاو) به چند دلیل آن را حمل بر نیندیشیدن یا پذیرش تفکر مرسوم نکردم:

الف. تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...

چند روز پیش ویدئویی مربوط به برنامه ای از شبکه 2 را دیدم که در آن با مردی که سه همسر داشت مصاحبه شده بود. از چرت و پرت هایی که گفته شد می گذرم تا به این نکته برسم که چرا این متن را برای ترجمه انتخاب کردم.

ظاهرا همسر اول این جناب بچه دار نمیشد و بنابراین با موافقت زن اول، زن دوم را اختیار میکند و چون با زن دوم سازش نداشته! زن سوم میگیرد. یکجا خانم مجری برنامه – با رعایت تمام جوانب احتیاط و عذرخواهی بابت فضولی در زندگی شخصی ایشان- پرسید که چرا به جای گرفتن دو زن دیگر بچه ای نیاورده و به فرزند خواندگی نپذیرفته؟ جواب پر از معنا ، منطقی و قانع کننده ایشان: هر کسی بلاخره عقیده خودشو داره! و کمی بعدتر: با این سه تا خانوم مشغولم دیگه... وقتم پره... خوش میگذره.

به شخصه از کائنات تشکر میکنم که فرزندی به این فرزانه عطا نفرمود...

اما فکر نمیکنم به فرزندی نپذیرفتن کودک دیگری از سوی ایشان چندان جای تعجب داشته باشد و آن عقیده پنهانی هم که ایشان دارند ناگفته عیان است: بچه بلاخره باید از پوست و خون ما باشد تا خصایل ارزشمندمان را بتوانیم انتقال دهیم و خدای ناکرده نسل پاک ما که از سلاله کوروش و داریوش آمیخته با  خون سید بزرگوار است از بین نرود. اگر بچه از خود ما نباشد پس این همه خوبرویی، این همه عقل و درایت، اینهمه هوش و استعداد، اینهمه صفای ذاتی و صفات عالیه به چه کسی به ارث برسد؟ و از آنجایی که بچه دیگری حتما احمق تر از مال ماست چون مادر فلک از ما بهتر نزاییده و پدر – یا مادر- آن دیگری نمیتواند بهتر از ما باشد، و از آن بدتر اگر آن کودک سر راهی و بی پناه و یتیم باشد که صد البته یا حرامزاده است یا پدرش شیره ای بوده و در دون بودن ایشان نسبت به ما شکی نیست، لایق محبتمان نیست.

کاش ما هم یاد گرفته بودیم:" خانواده بر مبنای عشق و  تجربه بنا می شود نه ژنتیک ."

ترجمه را در ادامه مطلب بخوانید

ترجمه: هتاو

ویرایش: الف تنها



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...
 
تاريخ : جمعه دهم تیر 1390

...... از زمانیکه درک ناقصی از مفهوم " جزام اخلاقی " نیچه در توصیف اخلاق مسیحیت پیدا کردم ؛ بهم پاشیدگی های اخلاقی جامعه مذهبی ام مورد کنکاش جدی تری قرار گرفت. اخیرا به مقاله بلند و جالبی از آقای محمدجواد مظفر در ایمیلم برخوردم که بدون درنگ و البته اجازه روی وبلاگ گذاشتم.

                                                                             بی نام



ادامه مطلب...
ارسال توسط ...

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

دانلود

دانلود